فصل سوم: فرمانروایی داریوش کبیر
(حوادث سال 1148 ق. هـ. و پس از آن)
[... من او را کشتم. پادشاهی را از او پس گرفتم. به خواست اهورامزدا من شاه شدم. اهورامزدا شاهی را به من تقدیم کرد...
از نوشتههای داریوش در کتیبهی بیستون]
ماجرای بهقدرترسیدن داریوش به ماجرای جانشینی کوروش و اختلاف میان پسران او و ناکامیهای کمبوجیه در عبور از بحران پیوند میخورد، از آشوبی بزرگ و شورشهای پس از آن میگذرد و سرانجام به بازسازی شاهنشاهی پارس منتهی میشود. با گذر از جزئیات مبهم و روایات مخدوش برجایمانده از آن سالها به آخرین ماههای حیات و پادشاهی کمبوجیه میرسیم که گویا با وجدانی دردمند و روحی آشفته به همهچیز و همهکس بدگمان بود. هرچند با قدرت و بیدردسر جانشین پدر شد و با فتح مصر به اعتبار و اشتهاری در خور فرمانروایان بزرگ دست یافت