برخلاف تمایل داستایفسکی به جنبههای غیرمعمول، بیمارگونه و غیرمتعارف زندگی، تولستوی به جنبههای معمولی، سالم و متعارف زندگی توجه دارد و چیزهای زیبا و شاخص را پررنگتر نشان میدهد. واقعگرایی تولستوی با کاوش درون انسانها و مشکلات مهمّ هستی، پیروز میشود. ادبیات بهمثابه تصویر واقعی از زندگی، مانند محرکی است که زندگی را از آنچه که هست، بهتر و کاملتر میکند.