جملات زیبا از متن کتاب دختری در قطار | طاقچه
تصویر جلد کتاب دختری در قطار
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب دختری در قطار

۳.۸(از ۴۵۷ امتیاز)
نوع کتاب

۱۵۰,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۷۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

خوب می‌دونم که شغلی مهم‌تر از بزرگ‌کردن بچه وجود نداره، اما مسئله اینه که ازش قدردانی نمی‌شه.
Travis
۸۹
خیلی از دعواها، ارزش جنگیدن ندارن
javid
۴۹
باید از این‌که جاهای دیگه دنبال خوشبختی بگردم، دست بردارم.
seza68
۳۷
وقتی کسی رو نداری که روزتو باهاش سر کنی، احساس بدی بهت دست می‌ده.
seza68
۳۱
حفره‌های زندگی ابدی‌ان، باید اونا رو دور خودت باز کنی، مثل ریشه‌های درخت که دورتادورش به هم چسبیده‌ن
آبـــــان🍊
۲۶
هیچ‌وقت نفهمید شاید آدمی وجود داشته باشه که برا چیزی که نداره و هرگزم نخواهد داشت، ماتم بگیره.
seza68
۲۱
آفتاب تابان، آسمون بی‌ابر. هیچ‌کس کاری نمی‌کنه. کاری برا انجام نیست. زندگی این‌جوریاس؛ این‌طوری من تو لحظه زندگی می‌کنم. تابستونا که روزا خیلی بلنده اوضاع سخت‌تر می‌شه؛ چون تاریکیِ شب کوتاهه.
찬열
۲۰
من اشتباهات و شکست‌هاش رو می‌بخشیدم، چون خودم به‌اندازه‌ی کافی خطاکار بوده‌م.
Travis
۲۰
یه وقتی من اراده‌ی قوی‌یی داشتم؛ وقتی که می‌تونستم قبل از صبحونه ده کیلومتر بدوم و هفته‌ها رو با هزار‌و‌سیصد کالری در روز سر کنم. این یکی از چیزایی بود که تام رو عاشقِ من کرد. اون می‌گفت: «کله‌شقِ من، قویِ من.» یادمه وقتی همه‌چی به‌هم ریخته بود، با‌هم یه بحثی داشتیم، اون با من بد‌اخلاق شده بود. ازم پرسید: «ریچل چی‌کار کردی با خودت؟ از کِی تا حالا تو این‌همه ضعیف بودی؟» من نمی‌دونستم. نمی‌دونستم کجا تحلیل رفته‌م، یادم نمی‌اومد. فکر ‌کنم در طول زمان تکه‌تکه از بین رفتم، ذره‌به‌ذره، با زندگی، با زندگی‌کردن.
Irandokht
۱۵
تمام زندگیِ تام بر دروغ، کژ‌اندیشی و فریب‌کاری بنا شده بود. اون حقایق نصفه‌نیمه (نصف، حقیقت و نصف، دروغ) می‌ساخت تا اونو بهتر و قوی‌تر و جذاب‌تر از چیزی که بود، جلوه بده.
Travis
۱۴
زندگی یک پاراگراف نیست
usofzadeh.ir
۱۲
باید یاد بگیرم از دست‌دادن، گاهی بهتره.
farahani
۱۲
آدم واقعاً نمی‌دونه... می‌دونه؟!
Aysan
۱۱
من هرگز به خوشبختی‌ش غبطه نمی‌خورم، فقط آرزو می‌کنم این خوشبختی می‌تونست با من باشه.
ریحون بنفش
۸
می‌شینم رو تخت، تلفن تو دستمه، قلبم مثل چکش می‌کوبه. می‌خوام روشنش کنم، هیچی نمی‌تونه جلومو بگیره که روشنش نکنم و با این‌حال مطمئنم وقتی این‌کار رو بکنم، از کارم پشیمون می‌شم، چون ممکنه چیز بدی از توش دربیاد. آدم نمی‌تونه یه موبایل یدکی رو تو کیف ورزشی‌ش قایم کنه، مگه این‌که چیزی برا پنهان‌کردن داشته باشه.
Roya
۷
لحظه چوب‌خط‌های زندگی به من می‌گه همه‌چی خوبه و زندگی شیرینه و من هیچی نمی‌خوام و لحظه‌ی بعد نمی‌تونم تحمل کنم. همه‌جا هستم، لیز می‌خورم و دوباره بلند می‌شم.
peg
۷
زندگی یه پاراگراف نیست و مرگ هم جمله‌ی معترضه نیست.
~Albertin~
۶
شاید اگه من تمام این‌ کارا رو می‌کردم، می‌رسیدم به جایی‌که باید باشم و همیشه خوشحال بودم.
faezehswifti
۴
اگه فقط بتونم کشف کنم که چطور رو این خوشبختی تمرکز کنم، از لحظه‌م لذت می‌برم، نه این‌که مدام راجع‌به چیزی که بعدش قراره اتفاق بیفته سردرگم بمونم. این‌جوری همه‌چی درست پیش می‌ره.
faezehswifti
۴
شاید آدمی وجود داشته باشه که برا چیزی که نداره و هرگزم نخواهد داشت، ماتم بگیره.
faezehswifti
۴
حفره‌های زندگی ابدی‌ان، باید اونا رو دور خودت باز کنی، مثل ریشه‌های درخت که دورتادورش به هم چسبیده‌ن. باید خودت کالبدت رو از توی رخنه‌ها و درز و شکاف‌ها بیرون بکشی،
farahani
۴
خوب می‌دونم که شغلی مهم‌تر از بزرگ‌کردن بچه وجود ندار
Hana
۴
سِحر باطل شده، من بیدارم.
~Albertin~
۴
من نمی‌دونستم. نمی‌دونستم کجا تحلیل رفته‌م، یادم نمی‌اومد. فکر ‌کنم در طول زمان تکه‌تکه از بین رفتم، ذره‌به‌ذره، با زندگی، با زندگی‌کردن.
دردونه
۴
چقدر درک آسیب‌پذیر‌بودن ترسناکه.
melik
۴
من هرگز به خوشبختی‌ش غبطه نمی‌خورم، فقط آرزو می‌کنم این خوشبختی می‌تونست با من باشه.
مرضیه
۴
قطار ساعت ۱۷:۵۶ دقیقه منو به شب رسوند.
فائزه قائمی
۴
تمام زندگیِ تام بر دروغ، کژ‌اندیشی و فریب‌کاری بنا شده بود. اون حقایق نصفه‌نیمه (نصف، حقیقت و نصف، دروغ) می‌ساخت تا اونو بهتر و قوی‌تر و جذاب‌تر از چیزی که بود، جلوه بده. و من مشتریِ همه‌ی اونا بودم، من برا اونا سقوط کردم. آنا هم همین‌طور. ما دوستش داشتیم. مونده‌م که ما می‌تونستیم نسخه‌ی ضعیف‌تر، ناقص‌ترو نازیباترش رو دوست داشته باشیم؟! فکر کنم من می‌تونستم. من اشتباهات و شکست‌هاش رو می‌بخشیدم، چون خودم به‌اندازه‌ی کافی خطاکار بوده‌م.
Roya
۳
زندگی یه پاراگراف نیست و مرگ هم جمله‌ی معترضه نیست.
faezehswifti
۳
زندگی یک پاراگراف نیست.
~Albertin~
۳