جملات زیبا از متن کتاب شاه نعمت‌الله ولی | طاقچه
تصویر جلد کتاب شاه نعمت‌الله ولی
off

کتاب شاه نعمت‌الله ولی

۴.۴(از ۱۸۵ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
نعمت الله ولی ماهانی
انتشارات: 
طاقچه
غم مخور یارا که غمخوارت منم این جهان و آن جهان یارت منم بر سر بازار ملک کائنات اول و آخر خریدارت منم رو به داروخانه و درد من آر چون شفای جان بیمارت منم گر به دوزخ می کشندت خوش برو چون که در آتش نگهدارت منم ور به جنت می روی بی ما مرو چون فروغ باغ و گلزارت منم یک دو روزی هر کجا خواهی برو بازگشت آخر کارت منم هاتفی از غیب می داد این ندا نعمت اللها طلبکارت منم
S
۵۸
عشق او گنجی است در کنج دل ویران ما
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱۵
قدرت کردگار می بینم حالت روزگار می بینم حکم امسال صورت دگر است نه چو پیرار و پار می بینم از نجوم این سخن نمی گویم بلکه از کردگار می بینم غین در دال چون گذشت از سال بوالعجب کار و بار می بینم در خراسان و مصر و شام و عراق فتنه و کارزار می بینم
Zahra Darvishi
۱۰
جان ما آئینه دار حضرت جانان بود عشق او گنجی است در کنج دل ویران ما
mehran mohammadi
۷
تا چهل سال ای برادر من دور آن شهریار می بینم دور او چون شود تمام به کار پسرش یادگار می بینم پادشاه و امام هفت اقلیم شاه عالی تبار می بینم بعد از او خود امام خواهد بود که جهان را مدار می بینم
Yousef
۵
همه ذرات می‌داند که ایشان را خداوند است همه در ذکر و تسبیح‌ اند و حق ز ایشان خبر دارد
کاربر ۸۲۶۸۳۹۸
۴
هر که در بند نفس حیوان است بندهٔ آب و چاکر نان است
امیرعلی مهدی زاده
۳
از نور روی اوست که عالم منور است حسنی چنین لطیف چه حاجت به زیور است
nedsalehani
۲
خوش خانهٔ امنی است بیائید و ببینید مستان همه خوش ایمن و یاران به سلامت
monfared_nafas
۲
نایب مهدی آشکار شود بلکه من آشکار می بینم پادشاهی تمام دانائی سروری با وقار می بینم هر کجا رو نهد بفضل اله دشمنش خاکسار می بینم بندگان جناب حضرت او سر به سر تاجدار می بینم
Yousef
۲
چون به غیر از یکی نمی ‌یابم در دلم جست‌و‌جو نمی ‌گنجد
monfared_nafas
۲
کم باد محب آل مروان هر چند کمند کمتر از کم رو تابع آل مصطفی باش نی تابع شمر و ابن ملجم مائیم ز عزتش معزز مائیم به دولتش مکرم بر عرش زدیم سنجش خویش بر بسته ز زلف خویش پرچم
کاربر ۴۵۷۴۹۹۹
۱
در میانست یار ما با ما گر تو بیچاره در کناری هیچ
کاربر ۱۰۴۱۳۸۶۸
۰
هر که او در سایهٔ فَر هُما مأوا گرفت گرچه گنجشکی بود شهباز گردد عاقبت
monfared_nafas
۰
معنی اثبات کو با الف و لام الف صورت توحید جو نفی طلب کن ز لا ها و دو لام و الف جمع کن و خوش بگو ها طلب از چهار حرف طرح کنش آن سه تا
کاربر ۹۳۴۸۴۹۹
۰
تا چهل سال ای برادر من دور آن شهریار می بینم دور او چون شود تمام به کار پسرش یادگار می بینم پادشاه و امام هفت اقلیم شاه عالی تبار می بینم بعد از او خود امام خواهد بود که جهان را مدار می بینم
کاربر ۱۰۵۴۱۹۳۸
۰
رأی او خورشید تابان خصم او خاشاک ره کی شود از مشت خاشاکی مکدر آفتاب
Sabha
۰
از نور روی اوست که عالم منور است حسنی چنین لطیف چه حاجت به زیور است
Sabha
۰
پادشاه است او و می ‌خوانی گدا از فنا و از بقا آسوده‌ایم فارغیم از ابتدا و انتها نعمت الله هیچ می‌دانی که کیست یادگار انبیا و اولیا
کاربر ۹۲۲۳۳۲۶
۰
معنی اثبات کو با الف و لام الف صورت توحید جو نفی طلب کن ز لا
کاربر ۹۳۸۴۵۹۲
۰
هر کجا رو نهد بفضل اله دشمنش خاکسار می بینم بندگان جناب حضرت او سر به سر تاجدار می بینم تا چهل سال ای برادر من دور آن شهریار می بینم دور او چون شود تمام به کار پسرش یادگار می بینم
کاربر ۱۱۳۰۳۰۵۷
۰
تا چهل سال ای برادر من دور آن شهریار می بینم دور او چون شود تمام به کار پسرش یادگار می بینم پادشاه و امام هفت اقلیم شاه عالی تبار می بینم بعد از او خود امام خواهد بود که جهان را مدار می بینم
یه بنده خدا
۰
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ قدرت کردگار می بینم حالت روزگار می بینم حکم امسال صورت دگر است نه چو پیرار و پار می بینم از نجوم این سخن نمی گویم بلکه از کردگار می بینم غین در دال چون گذشت از سال
کاربر ۱۱۳۰۳۰۵۷
۰
دردمندیم و از دوا فارغ مستمندیم و از شفا فارغ مبتلائیم و از بلا ایمن بینوائیم و از نوا فارغ در وصالیم و فارغ از هجران در بقائیم و از فنا فارغ ما طلبکار او و او با ما یار جویای ما و ما فارغ بندگانیم و ایمن از سید پادشاهیم و از گدا فارغ
Ali
۰