آن چنان که «ارسطو»، هنر را رهآوردِ تکرار، تجربه و آزمودنهای فراوان، میداند:
«نزد انسان از یادآوری (حافظه)، تجربه پدید میآید؛ زیرا یادکردها از یک چیز، به پیدایش نیروی تجربهای یگانه میانجامد و چنین مینماید که تجربه، تقریبا چیزی همانند شناخت (یا علم episteme) و هنر است. شناخت و هنر برای انسانها از راه تجربه دست میدهند؛ زیرا چنان که پولُس (یکی از پیروان سوفیست مشهور گورگیاس) میگوید: «تجربه، هنر را پدیدآورده است و بیتجربگی، بخت یا تصادف را»؛ هنر یا فن، هنگامی پدید میآید که از راه فهمیدههای بسیار ناشی از تجربه، یک ادراک کلّی در بارهٔ امور همانند، پدید آید... .