جملات زیبا از متن کتاب بی قراری؛ ملک ناز، دختر ایزدی | طاقچه
تصویر جلد کتاب بی قراری؛ ملک ناز، دختر ایزدیsubscriptionAvailable

کتاب بی قراری؛ ملک ناز، دختر ایزدی

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۲۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
S
۶۹
در این دنیای کوچک، همه رنج کشیده‌اند
سیّد جواد
۴۵
در این دنیای کوچک، همه رنج کشیده‌اند، بی‌نشان، هیچ‌کس در جای خود نیست
ندا آزادی
۲۸
می‌دانی حارصه چیست؟ یک کلمۀ عربی است از خانوادۀ حرص، حارص، احتراص. می‌دانی که شتر آن‌قدر صبور و پر طاقت است که می‌تواند سه هفته بدون آب و غذا در بیابان راه برود و راه برود. دربیابان خارهایی هست که شترها بسیار دوست دارند. هرجا این خار را ببینند با دندان آن را می‌کَنند و شروع به جویدن می‌کنند. وقتی این خار با مزۀ شور خون آغشته می‌شود، شترها لذت بیشتری می‌برند. هرچه بیشتر می‌خورند، خون بیشتری می‌ریزد و هرچه خون بیشتر می‌شود، شتر بیشتر و بیشتر از این خار می‌خورد. گویی که دیگر از خون خود سیر نمی‌شود. اگر مانعش نشوند شتر از شدت خونریزی خواهد مرد. این یعنی حارصه. این رسم تمام خاورمیانه است پسرم. انسان‌هایش در طول تاریخ یکدیگر را کشته‌اند و کشته‌اند، بی‌آنکه متوجه باشند در حال ریختن خون خود هستند. از طعم خون خود مست می‌شوند.
سیّد جواد
۱۸
شتر آن‌قدر صبور و پر طاقت است که می‌تواند سه هفته بدون آب و غذا در بیابان راه برود و راه برود. دربیابان خارهایی هست که شترها بسیار دوست دارند. هرجا این خار را ببینند با دندان آن را می‌کَنند و شروع به جویدن می‌کنند. وقتی این خار با مزۀ شور خون آغشته می‌شود، شترها لذت بیشتری می‌برند. هرچه بیشتر می‌خورند، خون بیشتری می‌ریزد و هرچه خون بیشتر می‌شود، شتر بیشتر و بیشتر از این خار می‌خورد. گویی که دیگر از خون خود سیر نمی‌شود. اگر مانعش نشوند شتر از شدت خونریزی خواهد مرد. این یعنی حارصه. این رسم تمام خاورمیانه است
Milad
۱۱
می‌دانی حارصه چیست؟ یک کلمۀ عربی است از خانوادۀ حرص، حارص، احتراص. می‌دانی که شتر آن‌قدر صبور و پر طاقت است که می‌تواند سه هفته بدون آب و غذا در بیابان راه برود و راه برود. دربیابان خارهایی هست که شترها بسیار دوست دارند. هرجا این خار را ببینند با دندان آن را می‌کَنند و شروع به جویدن می‌کنند. وقتی این خار با مزۀ شور خون آغشته می‌شود، شترها لذت بیشتری می‌برند. هرچه بیشتر می‌خورند، خون بیشتری می‌ریزد و هرچه خون بیشتر می‌شود، شتر بیشتر و بیشتر از این خار می‌خورد. گویی که دیگر از خون خود سیر نمی‌شود. اگر مانعش نشوند شتر از شدت خونریزی خواهد مرد. این یعنی حارصه. این رسم تمام خاورمیانه است پسرم. انسان‌هایش در طول تاریخ یکدیگر را کشته‌اند و کشته‌اند، بی‌آنکه متوجه باشند در حال ریختن خون خود هستند. از طعم خون خود مست می‌شوند.
i._.shayan
۱۱
دربیابان خارهایی هست که شترها بسیار دوست دارند. هرجا این خار را ببینند با دندان آن را می‌کَنند و شروع به جویدن می‌کنند. وقتی این خار با مزۀ شور خون آغشته می‌شود، شترها لذت بیشتری می‌برند. هرچه بیشتر می‌خورند، خون بیشتری می‌ریزد و هرچه خون بیشتر می‌شود، شتر بیشتر و بیشتر از این خار می‌خورد. گویی که دیگر از خون خود سیر نمی‌شود. اگر مانعش نشوند شتر از شدت خونریزی خواهد مرد. این یعنی حارصه. این رسم تمام خاورمیانه است پسرم. انسان‌هایش در طول تاریخ یکدیگر را کشته‌اند و کشته‌اند، بی‌آنکه متوجه باشند در حال ریختن خون خود هستند. از طعم خون خود مست می‌شوند.
lucifer
۱۰
جایی هست فراتر از خوبی و بدی با تو آنجا دیدار خواهم کرد
ندا آزادی
۸
جایی هست فراتر از خوبی و بدی با تو آنجا دیدار خواهم کرد
عاشق کتاب
۶
می‌دانی حارصه چیست؟ یک کلمۀ عربی است از خانوادۀ حرص، حارص، احتراص. می‌دانی که شتر آن‌قدر صبور و پر طاقت است که می‌تواند سه هفته بدون آب و غذا در بیابان راه برود و راه برود. دربیابان خارهایی هست که شترها بسیار دوست دارند. هرجا این خار را ببینند با دندان آن را می‌کَنند و شروع به جویدن می‌کنند. وقتی این خار با مزۀ شور خون آغشته می‌شود، شترها لذت بیشتری می‌برند. هرچه بیشتر می‌خورند، خون بیشتری می‌ریزد و هرچه خون بیشتر می‌شود، شتر بیشتر و بیشتر از این خار می‌خورد. گویی که دیگر از خون خود سیر نمی‌شود. اگر مانعش نشوند شتر از شدت خونریزی خواهد مرد. این یعنی حارصه. این رسم تمام خاورمیانه است
نگار
۵
زنان جوان مقابل چادرها در لگن‌های پلاستیکی زرد، سبز، صورتی، نارنجی لباس می‌شویند و در میان لگن‌ها رنگ آبی نیست. در مسلک ایزدی این رنگ مقدس است و در زندگی روزمره استفاده‌اش گناه به‌حساب می‌آید.
نگار
۵
ایزدی، یکی از قدیمی‌ترین دین‌های مشرق زمین است. اما در این منطقه، در لالِش و خاورمیانه طاووس وجود ندارد. طاووس در هندوستان زندگی می‌کند. این نشان می‌دهد که دین ایزدی ریشه در هند دارد.
نگار
۴
انسان‌ها دیگر گیل‌گمش، آفرودیت، هرا و انکیدو ندارند و به‌جای آن هیپ‌هاپ، فوتبال و موسیقی و الهه‌های سینمایی دارند و همچون خدایان و اساطیر، ماجراهای عشق، ازدواج، طلاق، دعوا، حسادت و جنایت آن‌ها را تماشا می‌کنند.
F.asghari
۴
می‌گویم: «در همه جای دنیا باورهایی وجود دارد اما چرا فقط باورهای خاورمیانه دنیارا پوشانده‌اند؟ از همه بیشتر ما گناه کرده‌ایم و یا ما بیشتر از همه نیاز به هدایت داریم؟» از زیر سبیل تیره‌اش، لبخند نامحسوسی را احساس می‌کنم. ـ جواب این سوال کلمه است: سخن. در این دنیا هیچ‌چیز به اندازۀ «حرف»، انسان‌ها را تحت‌تأثیر قرار نمی‌دهد. در خاورمیانه، سخن، سر به قله می‌گذارد، شعر و مدح و داستان هیچ منطقه‌ای تا این حد قوی و تأثیرگذار نیست. به‌خاطر همین است که در اینجا شاعران هم‌سطح جادوگران قرار می‌گیرند، چون انسان‌ها را با سخنان زیبا جادو می‌کنند.
مروارید ابراهیمیان
۳
«این دنیا دروغ است و آن دنیا پر از تردید.»
عاشق کتاب
۲
«این دنیا پنجره‌ای‌ست، همه آمدند، نگاهی کردند و گذشتند.»
ندا آزادی
۲
در وجود انسان‌های واقعی، حتی در شادترین لحظه‌های‌شان، حزنی پنهان است و روح‌های سطحی‌تر در بدترین زمان‌ها شاد و خوشحال‌اند.
asaaly
۲
بعضی دردها را حتی مرگ هم مرهم نمی‌شود. بعضی رفتارها حتی بعد از مرگ هم بخشیده نمی‌شوند.
نیتا
۲
اهالی خاورمیانه در طول تاریخ همدیگه‌رو کشتن و کشتن، بی‌اینکه متوجه باشن که درحال ریختن خون خودشون هستن. از طعم خون خودشون مست می‌شن.
F.asghari
۲
من، پیش از فصل شراب مست شدم و پیش از به دنیا آمدنت خانه به‌دوش بودم از عشقت
bb.htz
۲
در وجود انسان‌های واقعی، حتی در شادترین لحظه‌های‌شان، حزنی پنهان است و روح‌های سطحی‌تر در بدترین زمان‌ها شاد و خوشحال‌اند.
مهرنوش
۲
می‌دانی حارصه چیست؟ یک کلمۀ عربی است از خانوادۀ حرص، حارص، احتراص. می‌دانی که شتر آن‌قدر صبور و پر طاقت است که می‌تواند سه هفته بدون آب و غذا در بیابان راه برود و راه برود. دربیابان خارهایی هست که شترها بسیار دوست دارند. هرجا این خار را ببینند با دندان آن را می‌کَنند و شروع به جویدن می‌کنند. وقتی این خار با مزۀ شور خون آغشته می‌شود، شترها لذت بیشتری می‌برند. هرچه بیشتر می‌خورند، خون بیشتری می‌ریزد و هرچه خون بیشتر می‌شود، شتر بیشتر و بیشتر از این خار می‌خورد. گویی که دیگر از خون خود سیر نمی‌شود. اگر مانعش نشوند شتر از شدت خونریزی خواهد مرد. این یعنی حارصه. این رسم تمام خاورمیانه است پسرم. انسان‌هایش در طول تاریخ یکدیگر را کشته‌اند و کشته‌اند، بی‌آنکه متوجه باشند در حال ریختن خون خود هستند. از طعم خون خود مست می‌شوند.
مهرنوش
۲
ترحم، مرهمی برای ظلم نیست.
مهرنوش
۲
آدم‌ها همیشه برای هر اتفاقی به‌دنبال مقصر می‌گردند تا خیال‌شان آسوده شود.
عاشق کتاب
۱
«ملک‌طاووس گوش کن. شاید تو هم مثل خدای تورات از شش روز تلاش برای آفرینش جهان خسته هستی، روز اول نور، تاریکی، شب و آفتاب را آفریدی. دومین روز گنبد آسمان و بعد خشکی، دریا، علف‌ها و گیاهان، دانه‌ها میوه‌ها را آفریدی. روز چهارم نوبت به خورشید، ماه و ستاره‌ها رسید. روز پنجم، زمین را آفریدی و از هرگونه جاندار پر کردی، انسان ـــ این خلیفۀ روی زمین را با صورت خود آفریدی، نر و ماده آفریدی. بعد به مخلوقات خود نگاه کردی و دیدی که همه‌چیز چقدر زیباست. روز ششم زمین و تمام عناصرش دیگر کامل شده بودند. وقتی به روز هفتم رسیدی کاری را شروع کرده بودی، به پایان رساندی و آن روز را به استراحت پرداختی. و آن روز هفتم تا امروز ادامه دارد چون فریاد بی‌گناهان و رنج کشیدگان را نمی‌شنوی و دیگر هیچ‌چیز زیبا نیست»
Tina
۱
در این دنیای کوچک، همه رنج کشیده‌اند، بی‌نشان، هیچ‌کس در جای خود نیست
F.asghari
۱
این دنیا دروغ است و آن دنیا پر از تردید.»
مهرنوش
۱
قراردادهای غیرکلامی میان دو نفر به همان شکل که شروع می‌شود، ادامه می‌یابد.
مهرنوش
۱
ترحم هم بخشی از ظلمه.
مهرنوش
۱
او فقط سکوت می‌کند، فقط نگاه می‌کند. این نگاه‌ها من را به تشویشی عجیب می‌کشاند. بی‌تفاوت. بله بی‌تفاوت. هیچ‌چیز برایش فرقی ندارد. انگار که در این دنیا نباشد. چشمان کسی که زنده است و زندگی می‌کند نمی‌تواند این همه دور به اتفاقات نگاه کند. گستاخی، رجزخوانی، عصیان، قهر، ناامیدی، درد، التماس، دل‌شکستگی، بی‌مهری، سختی، سردی، ستم، رنج، خرد شدن و هزار کلمۀ دیگر از این دست برای توصیف نگاه‌های او کافی نیست. «درد» اصلاً مناسب نیست. کمی از این نگاه را قبلاً در چشمان زیلان دیده بودم. بی‌احساس، بی‌خواهش، فراتر از درد و خوب بودن.
مهرنوش
۱
ترحم به او زخم می‌زد. ترحم نمی‌خواست. در مورد انسان و انسانیت حکمش را صادر کرده بود و تصمیمش را گرفته بود. او دیگر اجازه نمی‌داد کوچک‌ترین نوری به تاریکی اعماق درونش راه پیدا کند. درهای روحش را به روی همه‌چیز بسته بود. از ناامیدی خود نیرو می‌گرفت. همچون نگهبانی اجازه می‌داد تا ناامیدی قلعۀ درونش را نابود کند. پس گویا آن‌کس که تمام اعتمادش را نسبت به انسانیت از دست داده، این‌گونه ویران می‌شود. با عزم جزم برای بستن تمام پنجره‌های امید. با بستن در آهنی بزرگی که هیچ‌کسی نتواند آن را باز کند....