جملات زیبا از متن کتاب از عشقاباد تا عشق آباد (جلد۱) | طاقچه
تصویر جلد کتاب از عشقاباد تا عشق آباد (جلد۱)
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب از عشقاباد تا عشق آباد (جلد۱)

۴.۲(از ۶ امتیاز)
نوع کتاب

۷۰۰,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۳۵۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

هرگز نباید از دشمن غافل بود؛ حتی در زمان صلح.
m.r
۶
گفت: «من که متوجه این تفاوت نمی‌شم!» استوار نفسی تازه کرد و گفت: «دکتر، تو داری یه سرهنگ ارتش سرخ رو به حرم می‌بری، نه یه روستاییِ آبا و اجدادی مسلمان و معتقد رو!»
Bi vafa
۵
استوار خندهٔ تلخی کرد و گفت: «شاید اگه دادگاهی بود و مرد شریفی مثل دکتر رئیس اون دادگاه بود، این دلایلی که تو برای تبرئهٔ من جفت و جور کردی، کاری صورت می‌داد، اما تو هم خوب می‌دونی که شکوهی به عمرش یه دادگاه درست و حسابی ندیده؛ اگر هم دیده بود، اولین کاری که انجام می‌داد اونجا رو به توپ می‌بست!
Bi vafa
۲
«آتش که گرفت، خشک و تر می‌سوزه. دشمن که هجوم کرد، مرزبان و گلّه‌بان نمی‌شناسه!»
m.r
۱