نصرتالدوله با حسرت گفت: «نه، دلیلش این نبود. نمیدانم تو چه کرده بودی که اگر موقع روبهرو شدن با تو مسلح بودم و تو تنها و بیسلاح بودی، باز هم جرئت نمیکردم شلیک کنم. فقط هم من نبودم. خیلی جاها با دشمنان مسلحت روبهرو میشدی و آنها جرئت نمیکردند به تو شلیک کنند و بعدها چوب خطایشان را میخوردند، چون تو سر صبر آنها را میکشتی. این چه قدرتی بود که تو داشتی؟»