جملات زیبا از متن کتاب رجعت (ترجمه‌ی کتاب الإیقاظ من الهجعة بالبرهان علی الّرجعة) | طاقچه
تصویر جلد کتاب رجعت (ترجمه‌ی کتاب الإیقاظ من الهجعة بالبرهان علی الّرجعة)subscriptionAvailable

کتاب رجعت (ترجمه‌ی کتاب الإیقاظ من الهجعة بالبرهان علی الّرجعة)

۴.۳(از ۱۱ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

شیخ صدوق در «مجلس اوّل کتاب أمالی» از شعیب حدّاد نقل می‌کند، گفت، شنیدم حضرت صادق(ع) می‌فرمودند: «إِنَّ حَدِيثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ أَوْ مَدِينَةٌ حَصِينَةٌ قَالَ عَمْرٌو فَقُلْتُ لِشُعَيْبٍ يَا أَبَا الْحَسَنِ وَ أَيُّ شَيْ‌ءٍ الْمَدِينَةُ الْحَصِينَةُ قَالَ فَقَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّه(ع) عَنْهَا فَقَالَ لِي الْقَلْبُ الْمُجْتَمِعُ؛ حدیث ما سخت و دشوار است، به جز فرشته‌ای مقرّب یا پیامبری مرسل یا بنده‌ای که خدا دلش را برای ایمان آزموده باشد یا قلعه‌ای محکم، تاب تحمّل آن را ندارد.» گفتم: قلعۀ محکم چیست؟ فرمودند: «قلب مجتمع» (یعنی دلی که از پیروی هواها دچار اوهام باطل و شبهه‌های گمراه‌کننده نشده باشد.)»
S
۲۲
«رجعت» در معنی و مفهوم بازگشت گروهی از انسان‌ها بعد از مرگ و قبل از قیامت است. رجعت از مسلّمات و ضروریّات عقاید شیعی بوده و به تصریح روایات ائمّۀ دین(ع)، آن کس که به رجعت ایمان نداشته باشد، در زمرۀ شیعیان آل‌محمّد(ص) ، به شمار نمی‌آید. عموم پیروان ادیان ابراهیمی، اعمّ از یهودیان و مسیحیان، دربارۀ بازگشت جمعی از مردگان، خواه مؤمن یا کافر، اعتقاد واثق دارند و دربارۀ آن، به منابع وحیانی و کلمات ربّانی کتب آسمانی مراجعه می‌کنند. علما و مفسّران به حدود هفتاد آیه از «قرآن کریم» در بیان موضوع رجعت استناد داشته و جز این، جمع کثیری از روایات و احادیث رسیده از حضرات معصومات(ع) را مؤیّد این امر اعتقادی می‌شناسند. اگرچه دربارۀ «رجعت»، کتب بسیاری نگاشته شده است؛ امّا کتاب «الإیقاظ من الهِجعَة بالبُرهان عَلی الرّجعَة» اثر گرانسنگ مرحوم شیخ حرّ عاملی را می‌توان به عنوان یکی از امّهات کتب شیعی در این‌باره به شمار آورد.
S
۱۷
قطب راوندی در کتاب «نوادر المعجزات»- که ملحق به کتاب «خرائج و جرائح» است- از عبد الرّحمن بن کثیر نقل می‌کند که حضرت صادق(ع) فرمودند: «أَتَی الْحُسَيْنَ(ع) أُنَاسٌ فَقَالُوا لَهُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ حَدِّثْنَا بِفَضْلِكُمُ الَّذِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ فَقَالَ إِنَّكُمْ لَا تَحْتَمِلُونَهُ وَ لَا تُطِيقُونَهُ قَالُوا بَلَی نَحْتَمِلُ قَالَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ فَلْيَتَنَحَّ اثْنَانِ وَ أُحَدِّثُ وَاحِداً فَإِنِ احْتَمَلَهُ حَدَّثْتُكُمْ فَتَنَحَّی اثْنَانِ وَ حَدَّثَ وَاحِداً فَقَامَ طَائِرَ الْعَقْلِ وَ مَرَّ عَلَی وَجْهِهِ وَ ذَهَبَ فَكَلَّمَهُ صَاحِبَاهُ فَلَمْ يَرُدَّ عَلَيْهِمَا شَيْئاً وَ انْصَرَفُوا؛ عدّه‌ای از اصحاب حضرت سیّد الشّهداء(ع) خدمت آن جناب رسیده، عرض کردند: آن فضائلی را که خدا به شما عطا کرده، برای ما بیان فرمایید، فرمودند: «شما طاقت ندارید.» گفتند: چرا طاقت داریم. فرمودند: «اگر راست می‌گویید، دو نفرتان کنار روید تا با یکی سخن گویم، اگر او تاب تحمّل داشت، برای شما هم خواهم گفت. دو نفر کنار رفتند. حضرت به آن یکی، مطالبی فرمودند. ناگاه دیوانه‌وار برخاست راه خود پیش گرفت و رفت، هرچه آن دو نفر با وی صحبت کردند، جوابی نداد. آنها هم برگشتند.»
S
۱۷
امّا در پاسخ آنها که رجعت را تأویل کرده، می‌گویند مراد، بازگشت دولت ائمّه(ع) است، نه بازگشت مردگان به دنیا باید چنین گفت: اینها چون نمی‌توانند رجعت را اثبات کنند، دست به تأویل می‌زنند؛ ولی اینجا تأویل راه ندارد؛ زیرا دلیلش ظاهر اخبار نیست تا قابل تأویل باشد، امر حتمی و قطعی ممکن نیست مدرکش خبرهای واحدی باشد که یقین‌آور نیست. دلیلش اجماع امامیّه است که به اتّفاق معتقدند، هنگام قیام حضرت قائم(ع) خداوند جمعی از دوستان و عدّه‌ای از دشمنان خود را زنده می‌کند. پس مطلب قطعی و حتمی است. احتمالی نیست که تأویل‌پذیر باشد. پایان کلام سیّد مرتضی.
منصورسعیدی
۲
از یحیی بن زکریا انصاری نقل می‌کند که حضرت صادق(ع) فرمودند: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَسْتَكْمِلَ الْإِيمَانَ كُلَّهُ فَلْيَقُلِ الْقَوْلُ مِنِّي فِي جَمِيعِ الْأَشْيَاءِ قَوْلُ آلِ مُحَمَّدٍ فِيمَا أَسَرُّوا وَ مَا أَعْلَنُوا وَ فِيمَا بَلَغَنِي عَنْهُمْ وَ فِيمَا لَمْ يَبْلُغْنِي؛ هرکه دوست دارد ایمان کامل داشته باشد، بگوید: رأی من در هر چیز، رأی آل محمّد است؛ چه آنها که نهان کرده‌اند و چه آنان که عیان گفته‌اند، چه آنها که آگاه شده‌ام و چه آنها که خبر ندارم.»
mohsen2222
۱
رجعت نزد ما مختصّ مؤمن خالص و کافر خالص است؛ هنگامی که کافران به ارادۀ خدا زنده می‌شوند، شیطان به دل آنها می‌افکند که چون شما مردمی یاغی و سرکش بودید، به دنیا برگشتید. این خیال شیطانی، سرکشی آنان را زیاد می‌کند. خدا هم دوستانش را بر آنان مسلّط می‌کند و به دست ایشان از آنان انتقام می‌کشد. عذاب همه را فرامی‌گیرد. زمین از وجود پلیدشان پاک می‌‌شود و دین به خدا منحصر می‌گردد.
کمیل
۰
بعضی گویند: چگونه ممکن است این عدّه با دیدن عذاب‌های برزخ، باز به طغیان خود برگردند؟! جواب اینکه این موضوع از حال کفّاری که عذاب قیامت را می‌بینند، عجیب‌تر نیست که می‌گویند: «يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنين‌؛ ای کاش برمی‌گشتیم و آیات خدا را تکذیب نمی‌کردیم و از مؤمنان می‌شدیم!» و باز خدا می‌فرماید: «وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْه‌؛ اگر هم برگردند، باز به کارهایی که منعشان کردند، برمی‌گردند.» پس دیگر جای شبهه برای مخالف رجعت نمی‌ماند.
کمیل
۰
هنگامی که خدیجه با پیغمبر(ص) ازدواج کرد، زنان قریش از او بریدند (... و به او می‌گفتند) به یتیم آل أبو طالب که فقیر بینوایی است، شوهر کرده. چون وقت تولّد حضرت زهرا(س)رسید، آنان را برای کمک خواست، هیچیک نیامدند. از این پیشامد، غمگین بود که ناگاه چهار زن بلند بالا به هیئت زنان بنی هاشم وارد شدند. خدیجه وحشت کرد. یکی از آنها گفت: «اندوهگین مباش که ما فرستادگان خدا و خواهران توییم. من ساره‌ام، این آسیه، دختر مزاحم، هم‌نشین تو در بهشت است و آن مریم، دختر عمران و آن حوّا مادر ما است. خداوند ما را فرستاده که در کار وضع حمل، تو را کمک کنیم.» یکی طرف راست و دیگری طرف چپ و دیگری روبه‌رو و آن‌دیگری پشت سرش نشست تا حضرت زهرا(س)متولّد شد...»
کمیل
۰
یک نیرنگ‌باز حقّه‌باز از «هند» آمده بود. متوکّل که مرد بازیگری بود، خواست حضرت هادی(ع) را شرمنده کند. به هندی گفت: «اگر او را شرمنده کردی، هزار دینارت می‌دهم.» هندی گفت: «نان‌های نازک سبکی بپزید و در سفره بگذارید و مرا کنار او بنشانید.» مجلسی به همین نحو ترتیب دادند. هندی کنار متّکایی نشست که صورت شیری بر آن، نقش بود. وقتی که حضرت به یکی از آن نان‌ها دست دراز کرد، هندی کاری کرد که نان از دستش پرید. این جریان سه مرتبه تکرار شد و اهل مجلس خندیدند. حضرت دست به آن نقش زده و فرمودند: «این مرد را بگیر.» نقش به صورت شیری شده جست و مردک را بلعید و باز به جای خود برگشت. همه متحیّر شدند و حضرت از جا برخاست. متوکّل خواهش کرد بنشینند و هندی را برگرداند. فرمودند: «نه به خدا! دیگر کسی او را نمی‌بیند، تو دشمنان خدا را بر دوستانش مسلّط می‌کنی؟» این را گفتند و از مجلس بیرون رفتند. دیگر هم کسی آن مرد را ندید.
کمیل
۰
باز هم علیّ بن ابراهیم در ذیل این آیه: «قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلی‌ خُرُوجٍ مِنْ سَبيل‌؛ پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی. آنگاه به گناهان خویش اقرار کردیم. آیا راهی برای خروج از این راه هست؟» از قول امام صادق(ع) می‌گوید: «ذَلِكَ فِي الرَّجْعَة؛ این آیه مربوط به رجعت است.»
کمیل
۰
علیّ بن ابراهیم در تفسیر این آیه: «َارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبينٍ؛ منتظر روزی باش که آسمان دودی آشکار می‌آورد!» بیان می‌کند: این وقتی است که در «رجعت»، از قبرها بیرون آیند، این دود تاریک همه را فراگیرد و گویند «این عذاب دردناکی است.»
کمیل
۰
هر مؤمنی مرگی دارد و کشته شدنی، هرکه کشته شده باشد، برگردد تا به مرگ خود بمیرد و هرکه مرده باشد، برگردد تا کشته شود و هیچ فردی از افراد این امّت نیست؛ جز اینکه نیک باشد یا بد، برمی‌گردد، امّا مؤمن که برگردد، چشمش روشن می‌شود و بی‌دین که برگردد، دچار عذاب خدا می‌گردد؛ چنان‌که در قرآن فرماید: «عذاب نزدیک‌تر را پیش از عذاب بزرگتر، به آنها می‌چشانیم.» مؤلّف گوید: به شهادت حدیث‌های گذشته و آینده، رجعت مختصّ مؤمن محض و کافر محض است و البتّه آن حدیث‌ها مقدّم بر این حدیث است که می‌فرماید، همه برمی‌گردند و به قرینۀ آن احادیث معلوم می‌‌شود، مراد از این حدیث هم همۀ مؤمنان خالص و کافران خالص است.
کمیل
۰
فرمودند: «هیچ مؤمنی نیست؛ جز اینکه مردنی دارد و کشته شدنی. هرکه بمیرد، زنده می‌شود تا کشته گردد و هرکه کشته شود، زنده می‌گردد تا بمیرد.»
کمیل
۰
شیخ ابو الفتح کراجکی در کتاب «کنز الفوائد» روایت می‌کند که حضرت صادق(ع) در تفسیر این آیه «أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقيهِ؛ آیا آن‌کس که وعدۀ نیکش داده‌ایم و به آن خواهد رسید، مثل کسی است که از متاع زندگی این دنیا برخوردارش کرده‌ایم؟» فرمودند: «الْمَوْعُودُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ(ع) وَعَدَهُ‌ اللَّهُ‌ أَنْ‌ يَنْتَقِمَ‌ لَهُ‌ مِنْ‌ أَعْدَائِهِ‌ فِي‌ الدُّنْيَا وَ وَعَدَهُ الْجَنَّةَ لَهُ وَ لِأَوْلِيَائِهِ فِي الْآخِرَةِ؛ آن‌کس که وعده نیکش داده‌اند، علیّ بن ابی طالب(ع) است که خدا وعده‌اش داده در دنیا، از دشمنانش انتقام گیرد و در آخرت، خود و دوستانش را وارد بهشت کند.»
کمیل
۰