حاج احمد آرام دستش را بالا آورد و به انتهای افق اشاره کرد. گفت: «بسیجی، آنجا انتهای افق است. من و تو باید پرچم خود را در آنجا، در انتهای زمین، برافرازیم. هر وقت پرچم را در آنجا زدی زمین، آن وقت بگیر و راحت بخواب.»
Ati
۳
حاج احمد آرام دستش را بالا آورد و به انتهای افق اشاره کرد. گفت: «بسیجی، آنجا انتهای افق است. من و تو باید پرچم خود را در آنجا، در انتهای زمین، برافرازیم. هر وقت پرچم را در آنجا زدی زمین، آن وقت بگیر و راحت بخواب.»