و درستکار بود. او در انجام دادن وظایف دینی مراقبت کامل داشت. معمولاً همهروزه پس از نماز صبح، مدت زمانی به ذکر و دعا مشغول میشد و پس از آنکه آفتاب طلوع میکرد، جامۀ وزارت میپوشید و به دربار میرفت.
روزی سلطان طغری، وزیر را پیش از طلوع آفتاب احضار کرد. مأموران به منزل وی رفتند و او را در حال خواندن دعا دیدند. امر پادشاه را ابلاغ کردند، ولی وزیر به گفتۀ آنان توجهی نکرد و همچنان به خواندن دعا ادامه داد.