«این غصه و ماتم حاصل خلق و خوی بد توست و این غم و ناراحتی که به ایرانیان رسیده است، از بیعقلی توست. عشق سودابه بیدین، تو را اسیر خود کرد. به حدی که فرزند خود را هم فدای هوسرانیهای او کردی. ای پادشاه؛ چشمانت را باز کن و با دقت ببین، این همه بلا و مصیبت حاصل کارهای نسنجیدهٔ توست. تو زیان بزرگی به ایرانیان وارد ساختی. پادشاهی که فرمانروای سرزمین بزرگ است، اگر به دستور یک زن، مملکت را ادراه کند، بهتر است که بمیرد، زیرا چنین فرمانروایی برای او ننگ است».