پس اگر من از علم انسانی بومی سخن میگویم، قصدم همآواشدن با صداهایی نیست که علوم انسانی موجود را غربی و مسیحی تلقی میکنند و لذا آن را بیاعتبار میدانند. علوم انسانی بومی است به سه دلیل: ۱) چون فرایند تولید هر چیزی بومی است. فرایند تولید علم را نمیتوان وارد یا صادر کرد؛ ۲) بهدلیل اینکه هر محیط و جامعهای درگیریها و مسائل و موضوعات خاصی را در دید عالمان برجسته میسازد؛ ۳) علوم انسانی (بهطور خاص) بومی است؛ چون پدیدههای انسانی برخلاف پدیدههای طبیعی واجد تنوع رفتاریاند (حضور اراده، فهم و تجربهٔ زیسته).
من امیدوارم این بحث مقدمهای باشد برای ورودی جدیتر به بحث علم بومی و نقد آرای موجود در باب آن. تصور میکنم اگر ادعای من در باب جامعهشناسی دین بومی معنادار باشد، باید متن کتابم بهنحو تأثیرگذاری این معنا را به مخاطب منتقل کند. امیدوارم چنین باشد!