مدتی به حضور جعفر بن محمد میرسیدم. آن حضرت بسیار اهل مزاح بود و همواره تبسم بر لب داشت. هنگامی که در محضر آن حضرت نام مبارک رسول گرامی اسلام (ص) به میان میآمد، از شدت شور و اشتیاق رنگ رخسارش دگرگون میشد و به زردی میگرایید. هیچگاه ندیدم که بدون وضو و طهارت از رسول خدا (ص) حدیثی نقل کند، در طول مدتی که نزد آن حضرت رفت و آمد میکردم او را جز در یکی از این سه حالت ندیدم: یا نماز میخواند یا روزه بود یا قرآن میخواند. و هرگز سخنی به گزاف بر زبان نمیآوَرد. او از عالمان زاهدی بود که خوف از خدای عزیز و جلیل سراسر وجودش را فراگرفته بود.