اما اگر مردم میفهمیدند که زندگی ابدی است، که ما هرگز نمیمیریم، ما در واقع هرگز متولد نشدهایم، آن گاه این ترس زایل میشد. اگر میدانستند که به دفعات زندگی کردهاند و به دفعات زندگی خواهند کرد، چه اطمینانی مییافتند! اگر میدانستند که ارواحی در اطرافشان وجود دارند که به آنها کمک خواهند کرد، و پس از مرگ به این ارواح خواهند پیوست، (از جمله ارواح رفتگان محبوبشان)، چه آسایشی مییافتند! اگر میدانستند که « فرشتهٔ نگهبان » وجود دارد، چه قدر احساس امنیت بیشتری میکردند! اگر میدانستند که عمل خشونت و ظلم در قبال دیگران هم ثبت میشود و در زندگی دیگری ناچار خواهند شد تاوانش را بپردازند، چه قدر از میزان خشم و تمایل به انتقامجویی کاسته میشد! باید دانست تنها با دانش میشود به خدا رسید، تملک مادیات و قدرت چه ثمری خواهد داشت، در حالی که با مرگ فرد آنها هم تمام میشوند و برای رسیدن به خدا به درد نمیخورند، حرص و طمع و تشنهٔ قدرت بودن، به هر حال هیچ ارزشی ندارد.