زنانی که با خشم و درد، لبهاشان را میجویدند و مچ دستشان را گاز میگرفتند و سر به سنگقبرها میکوبیدند، چرا که به اختیار خود شوهر نکرده بودند... محبتهایی را تف میکردند که زورکی و از سر ناچاری کرده بودند... قلبشان را که هنوز از تپش نیفتاده بود، با چندشی بیپایان میخاییدند...