جملات زیبا از متن کتاب سه شهید | طاقچه
تصویر جلد کتاب سه شهید

کتاب سه شهید

۴.۷(از ۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
حمید داود آبادی
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس، خاطرات

قیمت:

۱۸,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ساواک از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۷ - یعنی ۱۴ سال - دربه‌در به‌دنبال ردی از این چریک مسلمان بود؛ تا آن‌جا که در آن‌زمان شش میلیون تومان جایزه برای یافتن او تعیین کرده بود.
مهاجر
۱۰
* زیباترین چهره‌ای که از آقای رجایی در خاطرتان هست کدام چهره است؟ چه زمانی بود که خیلی از ایشان خوش‌تان آمد؟ - آن موقعی که جنازه‌ی سوخته‌ی ایشان را در کشوی سردخانه دیدم.
سیّد جواد
۸
* در طی مدت زندگی‌تان، آقای رجایی ماشین هم خریدند؟ - نخیر هیچ‌وقت. * موتور چی؟ - موتور هم نخیر هیچ‌وقت نداشت. بچه‌ها که بزرگ‌تر شده بودند، مایل بودند بابای‌شان ماشین بخرد که ایشان گفت: - باباجان، همه‌ی ماشین‌ها مال ماست، هر جا دست بلند کنی نگه می‌دارند و سوار می‌شویم. چیه عمرمان و وقت‌مان را برای ماشین تلف کنیم؟ همیشه این‌جایش خراب است، آن‌جایش چنین است و چنان است و هر روز باید اسیر ماشین باشیم.
سیّد جواد
۶
* چه علامت و مشخصه‌ای در بدن ایشان بود؟ - نخیر اصلاً شناخته نمی‌شد، فقط از دندان می‌شد فهمید. جنازه از قد و از پهنا جمع شده بود. قیافه اصلاً مشخص نبود فقط از دندان می‌شد فهمید، که من را هم برای همین بردند چون تا آن لحظه مانده بودند که این جنازه‌ی شهیدرجایی است یا "مسعود کشمیری". از عمامه‌ای که کنار شهیدباهنر سوخته بود و صورتش که یک‌خورده کشیده بود، زود ایشان را شناسایی کرده بودند اما شهیدرجایی را بین ایشان و کشمیری مردد بودند. دندان‌های ایشان را شست‌وشو داده بودند، من را برده بودند تا حداقل از روی دندان مشخص بشود که این جنازه‌ی کدام‌شان است.
سیّد جواد
۶
پدرم، عجیب حساسیت و علاقه به خاندان عصمت و طهارت، به‌خصوص حضرت امام حسین (ع) داشت و این‌را واقعاً می‌گویم که عاشق او بود. حتی در برابر بعضی اعتراضات مادرم در مورد بعضی خرج هایش، می‌گفت: "من زندگی‌ام و پولی را که به‌دست می‌آورم، دو قسمت می‌کنم، یک قسمت آن‌را خرج خودم می‌کنم و قسمت دیگر را خرج امام حسین (ع).
Zeinab
۱
امام صادق (ع): الحرّ، حرّ علی جمیع احواله ... حرّ (آزاده) در همه حال حرّ (آزاده) است. هرگاه پتک ایام بر او ضربه‌ای فرود آرد، سر را سندان صبوری کند و اگر در سر هر ضربه‌ای انبوه مصائب نیز هجوم آرند، هرگزش نشکنند، هرچند به‌بندش کشند، به بی‌چارگی‌اش کشانند و راحت از او رخت بندد و روزگار بر او سخت گیرد.
Zeinab
۱
بچه‌ها که بزرگ‌تر شده بودند، مایل بودند بابای‌شان ماشین بخرد که ایشان گفت: - باباجان، همه‌ی ماشین‌ها مال ماست، هر جا دست بلند کنی نگه می‌دارند و سوار می‌شویم. چیه عمرمان و وقت‌مان را برای ماشین تلف کنیم؟ همیشه این‌جایش خراب است، آن‌جایش چنین است و چنان است و هر روز باید اسیر ماشین باشیم.
سياه مشق
۰
مهم‌ترین ویژگی مرحوم طیب، عشق و علاقه‌ی وی به سالار و سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بود. او از کسانی بود که محبت امام حسین (ع) موجب نجاتش شد و روحش را طیب و طاهر گردانید. چرا شعبان جعفری در ذلت و غربت در آمریکا از دنیا می‌رود و طیب حاج‌رضایی، با افتخار شهادت رخت از این دنیا بر می‌بندد؟ اختلاف این دو در ادب و وفاداری به اهل‌بیت بود. اگر طیب، تهمت دریافت پول از امام خمینی را می‌پذیرفت، نه تنها سر خود را از دست نمی‌داد، بلکه نزد شاه اعتبار هم کسب می‌کرد. اما او فقط به یک دلیل این دروغ را نگفت: "من حاضر نیستم به پسر حسین (ع) تهمت بزنم".
Zeinab
۰