* در طی مدت زندگیتان، آقای رجایی ماشین هم خریدند؟
- نخیر هیچوقت.
* موتور چی؟
- موتور هم نخیر هیچوقت نداشت. بچهها که بزرگتر شده بودند، مایل بودند بابایشان ماشین بخرد که ایشان گفت:
- باباجان، همهی ماشینها مال ماست، هر جا دست بلند کنی نگه میدارند و سوار میشویم. چیه عمرمان و وقتمان را برای ماشین تلف کنیم؟ همیشه اینجایش خراب است، آنجایش چنین است و چنان است و هر روز باید اسیر ماشین باشیم.