حکایت بهزاد و سیّد حمید برای ما حکایت عاشورا را تداعی میکرد. بهزاد میخواست به مردم شهر آب برساند که او را ناجوانمردانه شهید کردند. وقتی ما بچه بودیم و حکایت کربلا را برایمان تعریف میکردند، میپنداشتیم قصه میگویند. باورمان نمیشد این اتفاقات در تاریخ افتاده باشد. ولی شهادت بهزاد و سیّد حمید که برای رسیدگی به مشکل آب شهر به کنار منبع آب رفته و به شهادت رسیده بودند، بخشی از ماجرای کربلا را برایمان زنده کرد.