از آن مردهایی نبود که به غذا ایراد بگیرد. غذای مورد علاقهاش هم پلوماش با گوشت بود. یک بار حاج خانم همین پلوماش را شور کرد و قبل از اینکه خودش بخورد داد آقاجان. او هم تمام و کمال خورد. وقتی خود مادر یک قاشق چشید و دید از شوری نمیشود لب زد، از آقاجان پرسید: «شما چطور خوردید؟» آقاجان گفت: «شما زحمت کشیدید پختید، ما هم به خوشمزگی خوردیم.»