جملات زیبا از متن کتاب شاهکارهای کوتاه: مجموعه چهار داستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب شاهکارهای کوتاه: مجموعه چهار داستانsubscriptionAvailable

کتاب شاهکارهای کوتاه: مجموعه چهار داستان

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ت ت
۳
ما در ملاقات آخرين مراسم وداع را به جا آورديم. آيا بهتر نبود كه تو فقط در مخيّله من باقی بمانی؟
ت ت
۲
بر آن شخصی كه غفلتا به دست من كشته شد چرا حسد نبرم؟ كاش او مرا كشته و آسوده‌ام كرده بود!
ت ت
۲
جرأت داشته باش. انسان بدين طريق به آسمان واصل می‌شود.
ت ت
۱
آقايانی كه با يك وقار بزرگ‌منشانه در صندلی‌های دسته‌دار نشسته در حق من حكم می‌دهند بايد بفهمند كه من همجنس آنها هستم و نحوست طالع، مرا به اين روز سياه انداخته است.
ت ت
۱
انسان چه مخلوق سزاوار ترحم است؟ اينكه گفته‌اند؛ خداوند انسان را به صورت خود آفريده، آيا اين سخن راست است؟
ت ت
۱
آقای محترم! شما دائما از جرائم و جنايات من نسبت به انسانيت صحبت می‌نماييد و غافليد كه انسانيت نيز به من مديون است! اظهارات شما با قواعد منطقی مطابقت ندارد!
ت ت
۱
جنايت من هر قدر سنگين باشد، از رحمت الهی بی‌نصيب نخواهد بود، دامان من هر اندازه به لكه جرم و گناه آلوده باشد، پس از تهی كردن اين كالبد، عنصری پاك خواهد شد.
ت ت
۱
اميد، رفيق تيره‌بختانی است كه از دست ساقی دهر جرعه بی‌مهری نوشيده‌اند.
ت ت
۱
تقليد چنان‌كه می‌دانيم بالاترين درجه ايمان و اعتماد است.
ت ت
۱
ای آقايانی كه در قلب مجلس نشسته‌ايد، ای ذوات محترمی كه در طرفين آن جا گرفته‌ايد، بدانيد و آگاه باشيد كه اكثريت قريب به اتفاق ملت رنج می‌كشد. شما هر نامی كه به حكومت بدهيد، اعم از جمهوری يا مشروطه يا حكومت مطلقه مختاريد، ولی بدانيد كه اصل اين است كه ملت رنج می‌كشد. و جز اين هيچ موضوعی مطرح نيست.
ت ت
۱
‫آيا كسی در فكر برك‌های درختی كه به دست هيزم‌شكن از پا درمی‌آيد هست؟
ت ت
۱
كاری كه اكنون می‌كنم خدای آسمان‌ها و زمين آن را می‌بيند و همين برای من كفايت می‌كند.
ت ت
۰
انسان مجبور است با كشنده خود نيز به ملايمت و فروتنی رفتار كند. البته آن ساعتی كه به مساعدت آنها محتاج می‌شود خواهد رسيد!
ت ت
۰
رشته حيات من از استيلای بخت بد گسيخته است. اين ويرانه محنت را عمارت نتوان كرد. اين صفحات مشوّش را شيرازه نتوان بست.
ت ت
۰
عجب شهر هرتی است كه زندانيان در آن شهردار می‌شوند و فاحشه‌ها مثل شاهزاده‌خانم‌ها پذيرايی می‌گردند،