اما مرگ را تسکینی هم هست و البته ترسی. به قول بارت «مرگ مامان به من این اطمینان را میدهد که همهٔ انسانها میرا هستند ـ چیزی که پیش از این ماهیتی کاملاً انتزاعی داشت ـ و در این مورد هیچ تبعیضی در کار نخواهد بود و این اطمینان که همه باید با همین منطق بمیرند مرا تسکین میداد.»(رولان بارت، ۱۳۹۵، ۲۱۶)
تسکین دیگری نیز هست. گاندی میگوید: «هیچ کس پیش از آنکه باید، نمی میرد. اساساً مرگ نابههنگام بی معناست. حتی مرگ نوزادی یک روزه هم نابههنگام نیست معنایش این است که هر چه به واسطه آن کالبد باید، انجام میشده، انجام شده است.»(نورمن فینکلشتاین، ۱۳۹۶، ۴۳)