اینحال حتی یک زن هم در تاریخ در ذهنم ندارم که ماجراهایی برای گفتن نداشته باشد، حتی یک نفر.
محض اطلاعتان باید بگویم، خرد شدن خیلی دردناک است. ممکن است اینطور بهنظر برسد که از اینکه اسم وحشتناکی رویم بگذارند یا شرورانه ادایم را دربیاورند اذیت نمیشوم، اما اینطور نیست. عادتکردهام به حرف النور روزولت درباهٔ آنچه زنان سیاستمدار به آن احتیاج دارند عمل کردهام: پوستی به کلفتی کرگدن. بهعلاوه بیشک به لطف پدرومادرم که حتی یکبار هم به من نگفتند باید نگران زیباتر بودن یا لاغرتر بودن باشم، همیشه عزت نفسی سالم داشتهام. از نظر آنها دقیقاً همانطور که بودم فوقالعاده بودم. نمیدانم چه جادویی کردند که باعث شد این همه سال این اعتقاد در سرم باقی بماند ای کاش میدانستم، آنوقت همهٔ پدرومادرهای دنیا آن حقه را یاد میگرفتند. تنها چیزی که میدانم این است که خیلی کمتر از زنانی بسیار که میشناسم از کمبود اعتمادبهنفس رنج بردهام.
و با این حال... خرد شدن دردناک است.