جملات زیبا از متن کتاب قطار نیمه شب | طاقچه
تصویر جلد کتاب قطار نیمه شب
off
٪۳۰

کتاب قطار نیمه شب

سفری سرنوشت ساز، عشقی توقف ناپذیر

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۴۱ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mahi79
۳۰
"زندگی رو فقط می‌شه با نگاه به گذشته فهمید؛ ولی باید با نگاه به آینده زندگیش کرد."
CallmeAnayk
۲۵
دلیل اصلی وجود کتاب‌ها، کمیک‌ها، فیلم‌ها و موسیقی این است که به آدم‌ها راهی بدهند تا حرف دلشان را بزنند، بی‌آنکه مستقیم درباره‌اش حرفی زده باشند.
Sorena
۲۱
ولی بعضی وقت‌ها باید بذاری قلبت بشکنه تا بتونی به زندگی ادامه بدی.
Fatemeh Amiri
۵
آدم نمی‌تونه دلتنگ کسی بشه که هیچ‌وقت ندیده‌تش.» احتمالاً بزرگ‌ترین دروغی که تا آن روز گفته بود.
CallmeAnayk
۴
در آن زمان، این احساس رضایت و خوشبختی اصلاً چیز عجیبی به نظر نمی‌رسید. همچون جویباری از میان انگشتان بازشان جریان داشت و تصور می‌کردند که اوضاع همیشه همین‌طور می‌ماند و این جویبار هرگز خشک نخواهد شد. فقط جاری می‌شد و پیش می‌رفت، بدون اینکه هرگز لازم باشد به سرچشمهٔ آن فکر کنند. هیچ‌وقت هم به خودشان زحمت نمی‌دادند تا مشتی از آن بردارند و بنوشند؛ انگار زندگی می‌توانست تا ابد به شیرینی ماه‌عسل باقی بماند.
Mahi79
۳
«مادرم همیشه می‌گفت آدم‌ها از اینکه فکر می‌کنن می‌تونن اوضاع رو تغییر بدن دیوونه می‌شن. بعضی اتفاق‌ها باید بیفتن.»
Mahi79
۳
گاهی وقت‌ها خوشبختی چیز زیادی برای یاد دادن بهمون نداره...»
Fatemeh Amiri
۳
نوزادها پیچیده‌ترین موجودات این دنیان، هیچ‌کی هم نمی‌فهمه تو سرشون چی می‌گذره.»
CallmeAnayk
۳
بعضی وقت‌ها باید بذاری قلبت بشکنه تا بتونی به زندگی ادامه بدی.
CallmeAnayk
۲
"زندگی رو فقط می‌شه با نگاه به گذشته فهمید؛ ولی باید با نگاه به آینده زندگیش کرد."
Mahi79
۲
باید بدونی کِی انتظارات بقیه رو نادیده بگیری. حتی اگه به قیمت زیر پا گذاشتن قوانین باشه.
CallmeAnayk
۲
گاهی اوقات بزرگ‌ترین لحظه‌های زندگی همان لحظه‌هایی‌اند که از همه کوچک‌تر و ناچیزتر به نظر می‌رسند.
Fatemeh Amiri
۲
اگه کارهایی کرده باشم که نباید می‌کردم چی؟» چهرهٔ اگنس ناگهان آرام شد. لبخندی زد و بعد هم به‌گرمی خندید و گفت: «رفیق قدیمی، این یعنی تو واقعاً زندگی کردی
Fatemeh Amiri
۲
در زندگی روزهایی هستند که می‌گذرند و دیگر هرگز به یادشان نمی‌افتی. روزهایی هم هستند که آن‌قدر عزیز و مهم‌اند که همه‌چیزِ بعد از خودشان را در خود جا داده‌اند؛
Fatemeh Amiri
۲
"زندگی رو فقط می‌شه با نگاه به گذشته فهمید؛ ولی باید با نگاه به آینده زندگیش کرد."
Fatemeh Amiri
۲
دلیل اصلی وجود کتاب‌ها، کمیک‌ها، فیلم‌ها و موسیقی این است که به آدم‌ها راهی بدهند تا حرف دلشان را بزنند، بی‌آنکه مستقیم درباره‌اش حرفی زده باشند.
Parnia
۲
در زندگی روزهایی هستند که می‌گذرند و دیگر هرگز به یادشان نمی‌افتی. روزهایی هم هستند که آن‌قدر عزیز و مهم‌اند که همه‌چیزِ بعد از خودشان را در خود جا داده‌اند؛ روزهایی مثل عروسک‌های تودرتوی ماتروشکا که همیشه در دل آیندهٔ در حال گسترش پنهان‌اند.
Fatemeh Amiri
۲
بعضی وقت‌ها به تاریکی نیاز داری تا چیزهای دیگه رو روشن‌تر جلوه بدی.»
CallmeAnayk
۲
«یه بار تو رادیو نتیجهٔ یه نظرسنجی رو شنیدم. دربارهٔ بزرگ‌ترین حسرت‌های آدم‌ها تو لحظهٔ مرگ بود. یکیش این بود که کاش این‌قدر خودشون رو غرق کار نکرده بودن. بقیه‌ش هم به شهامت ربط داشت. شهامت اینکه خودت باشی، شهامت بروز دادن احساساتت. انگار همه‌شون یه‌جورهایی به رها کردن ترس ربط داشت. من کل زندگیم رو یه‌سره دویدم. انگار همیشه داشتم مسابقه می‌دادم. باید می‌فهمیدم که هر توقف کردنی به معنی فاجعه نیست.»
CallmeAnayk
۲
زندگیِ بدون درد اصلاً تو منوی دنیا نیست، پسرجون. زندگی‌ای که همه‌ش صرف فرار از درد بشه آخرش چیزی ازش نمی‌مونه جز همون درد. درد و حسرت. تو همین الانش هم با درد زندگی کردی.
CallmeAnayk
۲
خطر موسیقی همینه دیگه. می‌تونه کلی خاطره رو شخم بزنه.
CallmeAnayk
۲
زمانْ خونه‌ها رو به موزه، عاشق‌ها رو به غریبه و آهنگ‌ها رو به غم تبدیل می‌کنه.
Sorena
۱
«کتاب‌ها آینهٔ روحن. پس اگه بتونی یه نیم‌نگاهی به روح یه نفر بندازی، می‌فهمی کدوم آینه براش مناسبه.»
CallmeAnayk
۱
مگر اصلاً کسی پیدا می‌شود که در جوانی، قدر روزگاری را که در آن زندگی می‌کند بداند؟
Fatemeh Amiri
۱
هدف گذشتن زندگی از جلوی چشم‌هات اینه که تماشاش کنی
Fatemeh Amiri
۱
«من خیلی از کتاب مقدس خوشم نمی‌آد، البته به‌جز داستان کشتی نوح. این رو که نوح حیوون‌ها رو نجات داد دوست دارم.»
Fatemeh Amiri
۱
زمان و معنا به‌طور مساوی تقسیم نمی‌شوند. برخی از دوره‌های زندگی شخصی نسبتاً خالی بودند. معادل زمانی هوا. بعد به روزی – یا حتی دقیقه‌ای – برمی‌خوردید که به‌اندازهٔ یک دههٔ کامل وزن داشت. همه‌چیز بود. قدرت آن را داشت که کل زندگی را تغییر دهد.
Fatemeh Amiri
۱
دنیا خیلی احمق است که فقط آدم‌های برون‌گرا و لفاظ و جنگجوهای سرسخت را شگفت‌انگیز می‌بیند
Parnia
۱
او کتاب می‌خواند چون داستان‌ها به او فضایی می‌دادند تا فراتر از دنیایی که نصیبش شده بود، رشد کند. کتاب‌ها به او کمک می‌کردند احساس کند زندگی‌هایی که درباره‌شان می‌خواند، مثل رشته‌های طنابی که مدام ضخیم‌تر می‌شود، با زندگی خودش در هم تنیده شده‌اند. داستان‌ها به او قدرت می‌دادند.
Fatemeh Amiri
۱
«ما واسه بدبین بودن خیلی جوونیم.»