جین یکی از خوانندگان کتاب در یادداشتهای آن روزهایش چنین گفته بود: «آنقدر احساس بیارزشی میکنم که حتّی امروز صبح نمیتوانم از رختخواب بیرون بیایم. هیچ دلیلی نمیبینم برای اینکه امروز بخواهم کاری انجام دهم. امروز میخواهم مثل یک بچّه کوچک باشم و در رختخواب بمانم تا زمانی که دلیلی برای بلند شدن پیدا کنم.