در حقیقت، ما چیزهای زیادی از یک مافوق بد یاد میگیریم که در آینده میتواند بهدردمان بخورد و شاید هم روزی به این نتیجه رسیدیم که خودمان هم یک همکار بدقلق بودهایم؛ کمی شبیه آن معلمی که با زور تو را به حرف زدن جلوی جمع وادار میکرد طوریکه جونت به لبت میرسید؛ اما سالها بعد همیشه از او قدرشناسی میکنی زیرا باعث شد پیشرفت کنی و نترسی. درسته؟
درسته چیه؟ این یه حرف حساب عالی از یه مدیره سمیه!