آسان نیست برای فرماندهی که یاران همرزمش را شهید ببیند و بعد ببیند که فرصت شهادت از دست رفته است. خودش در یک سخنرانی میگوید: «خدا را شاهد میگیرم که هیچ روزی نیست که از واماندگی از این کاروان، غبطه و حسرت نخورم...»
فاطمه
۳
برگشتن در مرام ما نیست. یا پیروز، یا شهید.
رعنا
۳
نوجوانی چهارده پانزده ساله، مدام میدوید، شلیک میکرد و برمیگشت. داشت حسودیام میشد. از کجا آورده بود آن همه جرأت را؟ خدا میدانست. من اما جرأت جیک زدن نداشتم. راستش، کپ کرده بودم.