آهسته شروع کنید و هر روز فقط یک چیز را دور بریزید.» اینها کلماتی دلنشین برای قوت قلب دادن به آن دسته از افراد هستند که در زمینهی نظم اعتمادبهنفس ندارند. من زمانی که این ایده را شنیدم و بیهیچ قید و شرطی آن را پذیرفتم، هر کتابی را که تا آن موقع در زمینهی نظم در ژاپن چاپ شده بود، با علاقه و اشتیاق میخواندم.
عزمی که بر اثر بینشم دربارهی قدرت نظم به وجود آمده بود، شروع به کمرنگ شدن کرده بود و در اثر عدم وجود نتایجی ملموس، کمکم احساس دلزدگی میکردم. آن جملات معقول به نظر میرسیدند. دشوار است که از ابتدای شروع کاری با هدف دست یافتن به کمال پیش رفت. علاوه بر این، کمال، دستیافتنی نیست. با دور انداختن یک شیئی در هر روز، میتوانستم تا انتهای سال از شر سیصد و شصت و پنج شیئی خلاص شوم.