سخن گفتن از ایلخانان ایران بدون توجه به چنگیزخان، یعنی چهره اصلی و بنیانگذار امپراطوری بیسابقه و منحصر به فرد آسیایی ـ اروپایی او، نه فقط ناقص و ناکافی خواهد بود، بلکه فهم دقیق کل آن جریانات دیگر را نیز غیرمقدور ساخته و از ارزیابی درست آنها ممانعت خواهد کرد. در واقع چنگیزخان نه فقط روح پنهان و ضمیر ناخودآگاه این مردمان صحراگرد در مغولستان آن دوره بوده است، بلکه همچنین مظهر آشکار اتحاد آنها و برنامهریز واقعی آن نهضتی بوده که عملاً تحقق یافته و مقوّم جهش آنها شده است. این مردمان حتی اسم واحد عمومی و کلی خود، یعنی «مغول» را مدیون او هستند. آنها ذاتاً به نحوی سادهدل، خویشتندار و قانع بودهاند، ولی با برنامهریزیهای چنگیزخان دفعتاً سُبعیّت و وحشیگری غیرقابل تصوری پیدا کرده و به یکی از خشنترین جنگجویان تاریخ عالم بشری تغییر ماهیت دادهاند.