مجاز نیستم دوستت بدارم
مجاز نیستم پایم را در گلیم تو بگذارم
مجاز نیستم با نگاهت آتش بگیرم
مجاز نیستم غصهات را بخورم و دردت را به جان بخرم
و این بدترین درد دنیاست که قلبت را قانع کنی که بگذرد، رها کند، قلب نباشد، سنگ باشد، چوب باشد، سدی باشد بر اقیانوس خواستن، اقیانوس عشقورزیدن
مگر توان سد چقدر است که بتواند راه را بر اقیانوس ببندد؟