تا آنجا که یادم میآید از همان کرگی مادرم مرتب در گوشم میخواند که ما خرها به دنیا آمدهایم تا برای آدمها بار ببریم و به آنها سواری بدهیم. او میگفت اگر ما در کارها به آدمها کمک میکنیم آنها هم در عوض به ما علوفه میدهند و حافظ جان ما هستند. اگر آنها نبودند ما بهراحتی طعمهی حیوانات درنده میشدیم. همیشه از من میخواست که در آینده خر وظیفهشناسی باشم و کارم را خوب انجام دهم تا همه از من راضی باشند.