وقتی از دینداری عالمانه سخن میگوییم البته بدان معنا نیست که همهی عالمان به چنین مدلی پابند باشند. کماآنکه به گواه تاریخ، همیشه دستهی فربهی از علما از ورود به جبههی انتقاد از عوام حذر کردهاند و با علم به خصوصیات دینداری عامه و سلاح بُرنده و محافظ آن یعنی تعصب، بر سری که البته درد میکرد دستمال نبستهاند و مصلحت وقت در آن دیدهاند که به مجادلهی عوام ورود نکنند. هر یک البته به دلیلی؛ از عافیتطلبی و بیمِ خلوتشدن دور و برشان و لاغرشدن خیل مریدانشان گرفته تا علم به بیحاصلی اقدامات مصلحانه و تا مصلحتاندیشی و مراعات انسجام ملت شیعه و «حفظ بیضهی اسلام» و حتا تا نظر مثبت و علقهی شخصی _ اعتقادی به دینداری عامه و مظاهر آن. این دسته از علما بعضاً حتا به همدلی با عوام پرداخته و بر اقدامات ایشان صحه گذاردهاند و برای رسوم و ابتکارات ایشان مبنا و منشأیی دینی درست کردهاند.