جملات زیبا از متن کتاب مدرسه جاسوسی (جلد یازدهم) | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مدرسه جاسوسی (جلد یازدهم)

کتاب مدرسه جاسوسی (جلد یازدهم)

ماموریت در قطب شمال

۴.۷(از ۱۹ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۲۱۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy
«به من زدی، ریپلی! کور شدم، احمق فلان‌فلان‌شده!» (کلمه‌ای که به کار برد، فلان‌فلان‌شده نبود، خیلی بدتر بود.)
chz
۲
«هرکی با بن ریپلی درافتاد، ورافتاد!»
𝐵𝐸𝑁𝐽𝐴𝑀𝐼𝑁 𝑅𝐼𝑃𝐿𝐸𝑌
۲
باور کورکورانه باعث نمی‌شه حقیقت داشته باشه.»
𝐵𝐸𝑁𝐽𝐴𝑀𝐼𝑁 𝑅𝐼𝑃𝐿𝐸𝑌
۲
«چون فریب عملیات سیا نبود. عملیات کرواتوان بود.»
𝐵𝐸𝑁𝐽𝐴𝑀𝐼𝑁 𝑅𝐼𝑃𝐿𝐸𝑌
۲
«دولت‌های متمدن معمولاً مخالف کشت و کشتارن.» مایک اشاره کرد: «مگه اینکه جنگ شه. اون‌وقت حسابی از کشت و کشتار طرف‌داری می‌کنن.»
Agnan207r
۲
نتوانستم تعجبم را پنهان کنم. دو کلمهٔ «الکساندر» و «هوشمندانه» به‌ندرت در یک جمله استفاده می‌شدند؛ مگر اینکه کلمهٔ نفی‌کننده‌ای بینشان قرار می‌گرفت.
𝐵𝐸𝑁𝐽𝐴𝑀𝐼𝑁 𝑅𝐼𝑃𝐿𝐸𝑌
۱
تینا بی‌اختیار خندید. «باورم نمی‌شه. ولی خب، تو همیشه بچهٔ زرنگی بودی، ریپلی. همون اول بسم‌الله که کسی تو سیا نمی‌دونست چی به چیه، مچ موری رو گرفتی. پس فکر کنم همهٔ این‌ها حقته.»
𝐵𝐸𝑁𝐽𝐴𝑀𝐼𝑁 𝑅𝐼𝑃𝐿𝐸𝑌
۱
«بعضی وقت‌ها به‌خاطر یه هدف والاتر باید جان‌فشانی کرد.»
𝐵𝐸𝑁𝐽𝐴𝑀𝐼𝑁 𝑅𝐼𝑃𝐿𝐸𝑌
۱
«جوجه، عقاب صحبت می‌کنه. وقت پروازه.»
آترینا
۰