هوا، آن پایین، پاکیزه و ملایم بود و سنگینی و سختی هوای این بالا را نداشت. نه سوزی میآمد، نه باد برفها را از بیخ سنگها میرُفت و میکوبید به صورت. همه جا آرام بود و از تمیزی و سکوت برق میزد. در زاویهای که میان تپهماهورها ایستاده بودند، طبیعت، بکری روزهای اول خلقت را داشت. آن لحظه فکر کرده بود، اول، خلقت باید اینطور بوده باشد؛ ساکت، خاموش و منزه، البته با بخار متراکمی که در هوا لمبر میخورده...