به قلبم فکر میکنم و اینکه آیا میشود یک روزی بهقدری پاک و صیقلی شود که من هم بتوانم جام جهانبین خودم را داشته باشم! اگر چنین روزی برسد، مطمئناً همهٔ غمها از آن گوشهٔ قلبم که مخفیشان کردهام، محو میشوند و من میتوانم در آن آینه همهجا را ببینم و از هرکسی که دلم برایش تنگ شده سراغی بگیرم و خبردار شوم؛