جملات زیبا از متن کتاب هرگز انتظارش را نداشت | طاقچه
تصویر جلد کتاب هرگز انتظارش را نداشت

کتاب هرگز انتظارش را نداشت

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۱۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
شاری لاپنا، شیما طاهری
انتشارات: 
نشر گویا
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۲
اونجایی ترسناک می‌شه که یک نفر از قواعد تمدن سرپیچی می‌کنه و نادیده‌اش می‌گیره؛ قواعدی که میلیون‌ها نفر سرش توافق کرده‌ایم که پایبندش باشیم.»
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۲
آن‌ها فقط منتظرند. منتظر مراسم خاکسپاری تا برایدن را به خاک بسپارند. منتظرند کسی دستگیر شود. منتظر حقیقت. منتظر پایان. باورکردنی نیست که برایدن تنها چهار روز پیش ناپدید شده و حالا قرار است چهار روز دیگر به خاک سپرده شود.
umiumi
۱
حالا تازه می‌فهمد چرا بعضی آدم‌ها دیوانه می‌شوند. شاید نوعی انتخاب است؛ رفتن به جایی دیگر در ذهن، چون واقعیت زیادی سنگین است.
umiumi
۱
ما اون‌قدرا هم از حیوان بودن فاصله نگرفتیم. خیلی بیشتر از مدتی که لباس می‌پوشیم و توی شهرها زندگی می‌کنیم، مثل حیوان زندگی کردیم. هنوز هم خوی حیوانی زیر این لباس‌ها هست.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۱
مایکل می‌گوید: «وقتی میلیون‌ها نفر خیال رو به واقعیت ترجیح می‌دن، احساس رو جای عقل می‌ذارند، جامعه می‌تونه خیلی زود فروبپاشه. همیشه همین‌طور بوده.»
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۱
تالار گرگ‌ها از هیلاری منتل و مردی به نام جنتلمن در مسکو از آمور تاولز.
مرضیه ایران بان
۰
حالا تازه می‌فهمد چرا بعضی آدم‌ها دیوانه می‌شوند. شاید نوعی انتخاب است؛ رفتن به جایی دیگر در ذهن، چون واقعیت زیادی سنگین است. به یاد عمهٔ پیرش می‌افتد که «دیوانه شد»؛ کسی در خانواده هرگز نگفت چرا یا چطور و حالا همهٔ کسانی که او را می‌شناختند، رفته‌اند.