ارزشمندترین مهارتهایی که در جایگاه فرزند ارشد آموختم، توانایی میانجیگری و حل اختلاف بود. هرگاه برادرانم بر سر خانهٔ عروسکی خواهرمان به جان هم میافتادند، من فوراً غائله را میخواباندم و از هرکدامشان میخواستم که ماجرای خود را برایم تعریف کنند. بعداز آن، داوری میکردم و میگفتم که نوبت کیست و راه سازشی پیدا میکردم که هر دو را راضی کند و جالب این است که این روش کارساز بود.