گاهی انقلاب از پسِ تغییر و از دلِ ویرانهها زاده میشود. گاهی زندگی به تخریب و تولد مجدد نیاز دارد، نه مرمت. گاهی ماندن، جنگیدن، تخریب و تولدِ دوباره از پیِ هم حاصل میشوند. گاهی نور از دلِ ظلمت مطلق پدید میآید. گاهی تراژدیِ زیستن اینچنین زاده میشود. از دلِ نبردی سرشار از شجاعت، نه مصالحه. شاید تراژدی و درام در یکی از هزاران ابعادشان، اینچنین معنا شوند!