با شروع به تجزیهوتحلیل داستانها و جستجو برای موضوعات تکراری، متوجه شدم که الگوها، بهطورکلی، در دو ستون قرار میگیرند؛ برای سادگی بیشتر، در ابتدا این دو ستون را، «بکن[انجام بده]» و «نکن[انجام نده]» نامگذاری کردم. ستون «بکن» پر از کلماتی مانند ارزش، استراحت، بازی، اعتماد، ایمان، شهود، امید، اصالت، عشق، تعلق، شادی، قدردانی و خلاقیت بود. در ستون «نکن» هم، کلماتی مانند کمالگرایی، بیحسی، قطعیت، خستگی، خودکفایی، خونسردی، جا افتادن، قضاوت و کمبود قرار میگرفتند.