از بحثهای کوتاه و بلند در باره هنر و سیاست و مسابقات فوتبال نفرت پیدا کرده بودم. میگفتم: «سیاستمداران جهان را مثل کیک عروسی میان خود تقسیم کردهاند. شاعران برای فرار از خودکشی شعر مینویسند. کارگردانهای سینما فیلمهای کسالتآور میسازند که جوایز فستیوالهای جهانی را درو کنند. از رمانهای پر ورق میترسم که تنها مصرفشان گذاشتن بین در است که باد در را نبندد. هر وقت این رمانها را پشت ویترین کتابفروشیها میدیدم میخواستم پلیس صدا کنم بگویم به دادم برسید.»