همیشه فکر می کردم شاید بتوانم چون سلحشوری لباس رزم بر تن کنم، سنان و شمشیر و خود و افسر و غیره داشته باشم، اما باز این همه به من نمی زیبد، مگر نه؟ با شمشیر چه باید بکنم؟ آیا به صرف داشتن این جهاز قهرمان خواهم بود؟ در این صورت باز این منم که لباسی دیگر به تن کرده ام و بس، و حتی قادر به راه رفتن نیز نیستم.»
تنار درنگی کرد و باز افزود: «پس همه را از تن به در کردم و جامه خود را پوشیدم.»