منشأ زندگی، هیچ ظرفیت تمامیتبخش عشق وجود ندارد. اما خشونتِ طردکنندهٔ ناشی از نفرت وجود دارد. به این معنی که انسانها، برخلاف نظریهٔ ارسطو که انسان را «حیوانی اجتماعی» میشمرد، بهسادگی پذیرای دیگران و گشوده به جهان نیستند ــ آنها زندگی نمیکنند تا همسایهٔ خود را دوست داشته باشند. زیرا جهان و همسایه در درجهٔ اول مزاحمتهایی تهدیدآمیز و خصمانه انگاشته میشوند. هابیل برای قابیل در درجهٔ اول نوعی مزاحمت است. وجود فرزند دوم لاجرم مانند ضربهای به خوشی و حیثیت نرینهٔ فرزند اول در چشم مادرش حس میشود.