چند ساعت بعد شخصی مرا سوار کرد و آمدم.
البته این دوست ما همیشه اینگونه بود. در همه کارها، حتی زمانی که در اوج کار بودیم با شنیدن صدای اذان کار را قطع میکرد و به نماز میایستاد. همه را هم به نماز تشویق میکرد.
حدیث زیبایی را نیز برای ما نقل میکرد: وقتی بندهای بدون توجه، در خارج وقت و سریع نماز میخواند خداوند به فرشتگانش میگوید:
به این بندهام بنگرید! گویی فکر میکند برآوردن حوائج و نیازهایش به وسیله کسی جز من است!؟
آیا او نمیداند حل مشکلات و برآوردن حاجاتش به دست من است!؟