کسی که با هر بار گیر افتادن توی ترافیک دادوهوار میکند، این باورِ سادهلوحانهٔ خود را آشکار میکند که خیابانها باید همیشه خلوت باشند. کسی که هنگام ارتباط با هر کارمند یا دلدار جدیدی از کوره درمیرود، چنین باور عجیبی دارد که کمال برای جانوری که انسان نام دارد امکانپذیر است.
پس آرامش ذهنی با بدبینی آغاز میشود. باید بیاموزیم خودمان را در وقت فراغت ناامید کنیم تا دنیا فرصت نیابد هر وقت که دلش خواست با سیلیِ محکمی غافلگیرمان کند. افراد خشمگین باید یاد بگیرند که با تسلیم نظاممند و صبورانهٔ امیدهای شورمندانهشان، خشم خود را مهار کنند. باید با احتیاط با واقعیتهای تیرهٔ دنیا، با حماقتهای دیگران، با معایب ناگزیر فناوری و با نقصهای گریزناپذیرِ زیرساخت آشنایشان کرد. باید در آغاز هر روز تأملی کوتاه اما عمیق در خفّتها و توهینهایی کنند که ممکن است در ساعات آینده ببینند.