در ایران وقتی توزیع درآمد بدتر می شود و سهم مخارج مصرفی خانوارها به طور مستمر کاهش می یابد و دسترسی آن ها به مسکن، آموزش و بهداشت پرهزینه تر و مشکل تر می شود و درعینحال از سرمایه گذاری و رشد تولید کیفی هم خبری نیست، گویی هر چه از سهم طبقات محروم و متوسط کم شده به درآمد و منافع رانت جویان، سوداگران و ذی نفعان حاضر در بافت قدرت اضافه شده است. این یعنی فقیرتر شدن مردم در ازای هیچ گونه رشد و هیچ گونه توسعه و هیچ گونه بهبودی در رفاه پایدار جامعه.