بانو اورلِین گفت: «پدرتون همیشه با مذاکره کارهاش رو پیش میبرد.»
«پدرم اشتباه میکرد!» این جمله را هرگز با صدای بلند بیان نکرده بودم، حتی جرئت نداشتم به آن فکر کنم. صاف ایستادم و گفتم: «وقتی طرف مقابل فقط نابودی ما رو میخواد، قراره درباره چی مذاکره کنیم؟ ازتون میخوام ازم حمایت کنید. چون اگه الآن از خودمون دفاع نکنیم، وقتی دزدای دریایی سراغمون بیان، اونوقت ارتش آوانیا هم پشت گوشمون خواهد بود.»