چیزی که اسلان آن را «زندگی موازی» مینامید تصویر کاملی بود از مکانیک کوآنتومی و از پیشرفتهای تعمیم یافته به نظریهی احتمال؛ و از این فرضیه نشأت میگرفت که هر کاری که در زندگی انجام میدهیم جهان جدیدی خلق میکند که بههیچروی جهان قبلی را از بین نمیبرد.
میتوان اینطور در نظر گرفت که زندگی ما همچون درختی است پنهان در جنگلی از زندگیهای موازی. در آنها ما دقیقاً همان چیزی که اکنون هستیم، نیستیم،