این یک نوع جدید از بیحوصلگی برای نقاش بود. بیحوصلگی از دودلی کسی که صدها کار برای انجام دارد و هیچکدام خوشایند نیستند، نبود. کسالتی قدیمی و مستبدانه بود، از آن مدلهایی که به خاطر انتخاب نداشتن در جامعه بر سرت آوار میشود. جایی که زمان فراغت " گناه" شناخته شده و "مجال" کلمهای بود که فقط برای توانگران استفاده میشد.