برچسبها و عناوینی که ما به کار میبریم، همچون رئالیسم، سمبولیسم و همانند آنها، بهآسانی جزئیات و شاخوبرگهای نمایشی و تاریخ تئاتر را دربرمیگیرند. این جزئیات اغلب در قواعدِ نمایشنامهنویسی یا بیانیههای جنبشهای متداول یافت نمیشوند، اما باقی میمانند و از مناسباتِ روزمرهٔ صحنه استخراج میشوند. ما بیشتر باید از روی نتایج به داوری بپردازیم تا اهداف؛ و نیز باید آگاه باشیم که نظریه و عمل بیش از آنکه در آشتی و وِفاق باشند، با هم در ستیز و جدالاند: به قول جان گَسنر، لازم است که ما «شکافِ میانِ آرمان و دستاورد» را تشخیص دهیم.