جملات زیبا از متن کتاب شاهزاده قلابی | طاقچه
تصویر جلد کتاب شاهزاده قلابیsubscriptionAvailable

کتاب شاهزاده قلابی

سه گانه صعود (جلد اول)

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۲۹ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
mahya sadat khaloei
۱۲
اگر مجبور بودم یک بار دیگر زندگی کنم، هرگز این زندگی را انتخاب نمی‌کردم. اما باید بگویم اصلاً مطمئن نیستم که انتخاب دیگری داشته‌ام.
Nirvana
۲
آدم می‌تونه باسواد باشه و هنوز هم احمق باشه. اما یه مرد عاقل هم می‌تونه کاملاً بی‌سواد باشه.
Navi
۲
آن‌قدر چاق بود که نمی‌توانست ادعا کند مانند ما از گرسنگی رنج می‌برد، اما این‌قدر قدرت داشت که شکایت هر کسی را در این باره رد کند و او را حسابی کتک بزند.
chaos witch
۲
اگر او هم مثل من از یتیم‌خانه آمده باشد، با قوانین بقا و زنده ماندن آشناست. قانون شمارۀ یک می‌گوید، هرجا و هر زمانی که غذا دیدید، تا جایی که می‌توانید از آن بردارید و بخورید.
چاوان
۲
«نمیتونم وانمود کنم به کسی علاقه دارم که واقعاً کسل‌کننده‌ست.»
Violet
۱
«اگه نتونی به کسی درد بدی، نمی‌تونی بهش لذت هم بدی.»
Violet
۱
«فقط معجزه می‌تونه باعث بشه که کانِر من رو به عنوان شاهزاده انتخاب کنه.»
ho3in
۱
پرسید: «برنامۀ تو برای زندگی چی بود؟» شانه‌هایم را بالا انداختم و گفتم: «تنها چیزی که برام مهم بود یه هفته بیش‌تر زنده موندن بود.»
مریم رضائی؛
۱
«این موقعیتیه که هر حملۀ پایه‌ای با اون شروع می‌شه.» گفتم: «پس باید ازش دوری کنم.» مات ابروهایش را بالا انداخت و گفت: «چرا این‌جوری فکر می‌کنی؟» «اگه این موقعیت پایه است، پس اولین چیزیه که هر شخصی یاد می‌گیره. این یعنی هر شخصی می‌دونه چگونه باید در برابر این موقعیت از خودش دفاع کنه.»
مریم رضائی؛
۱
فکر نمی‌کنم نفرتت از دیگران حتی نصف اون چیزی باشه که ادعا می‌کنی.
Violet
۰
وسوسه شده بودم خودم را روی تختی که نزدیک دیوار انتهایی اتاق قرار داشت پرت کنم و چُرتی بزنم. اما چون قبلاً گفته بودند بسیار کثیف هستم، فکر کردم با این کار آن‌ها مجبور می‌شوند پس از بیدار شدنم تخت را بسوزانند.
Violet
۰
درس‌های ارزشمند کلماتی رمزی برای دردی بودند که هیچ کسی برای آن‌ها عذرخواهی نمی‌کرد. از این درس‌ها در طول عمرم زیاد شنیده بودم.
Violet
۰
درس‌های ارزشمند کلماتی رمزی برای دردی بودند که هیچ کسی برای آن‌ها عذرخواهی نمی‌کرد. از این درس‌ها در طول عمرم زیاد شنیده بودم.
Violet
۰
«در این‌جا کاری برای انجام دادن وجود نداره، جز این‌که به قفسۀ کتابای توبیاس خیره بشم.» «سعی کن یکی از اونا رو بخونی. فقط کتاب می‌تونه بهت کمک کنه.»
Violet
۰
«این‌که هوا آرام‌تر از طوفان است، به این معنا نیست که هوا آرام است.»
Violet
۰
«فکر می‌کنی خیلی باهوشی. اما اگه بیش‌تر از این مزاحمم بشی، می‌فهمی که چقدر احمقی.» پشتم را به او کردم و دراز کشیدم. بعد گفتم: «من هرگز انکار نکردم که احمقم. این تفاوت بین ماست.»
Violet
۰
«سؤال مهم‌تر اینه، تو چه کسی رو می‌بینی؟» «نمی‌دونم. آسون نیست که شخص خاصی بشی در حالی که حسابی تلاش کرده بودی آدم متفاوتی از آب دربیای.»
مریم رضائی؛
۰
«فقط به صِرف این‌که چنین کاری امکان‌پذیره دلیل نمی‌شه عاقلانه هم باشه.»
مریم رضائی؛
۰
سِیج، تو الآن هم بازیگری
مریم رضائی؛
۰
من هرگز تو زندگیم تصمیمی نگرفته‌م
مریم رضائی؛
۰
مدت‌ها بود که جرئت نداشتم کسی را با عنوان دوست صدا بزنم
مریم رضائی؛
۰
«تسلیم نشو، سِیج؛ و لطفاً چیزی رو هم که می‌خواد بهش نده. خیلی از ماها به تو نگاه می‌کنیم و نیاز داریم ببینیم امکان برنده شدن هم وجود داره.»
مریم رضائی؛
۰
«یه نفر باید تو رو سرزنش کنه. اگه اون‌قدر قوی نباشی که بتونی این آسیب‌ها رو تحمل کنی و با اون‌ها کنار بیای، بهتره زخمی کردن خودت رو متوقف کنی. این‌جوری، هرگز نمی‌تونی کسی رو متقاعد کنی که شاهزاده هستی.»‌
مریم رضائی؛
۰
«یه نفر باید تو رو سرزنش کنه. اگه اون‌قدر قوی نباشی که بتونی این آسیب‌ها رو تحمل کنی و با اون‌ها کنار بیای، بهتره زخمی کردن خودت رو متوقف کنی. این‌جوری، هرگز نمی‌تونی کسی رو متقاعد کنی که شاهزاده هستی.»‌
مریم رضائی؛
۰
اهریمن‌ها عادت داشتند فحش‌ها را با برچسب نام من دریافت کنند.‌
مریم رضائی؛
۰
دیگه از شیاطین نمی‌ترسم، چون بدترینِ اونا رو درست این‌جا تو خونه‌م دارم.